شهیار قنبری سرآغاز ترانه های نوین ایران زمین

شهیار قنبری، که برخی نا آگاهانه و به اشتباه او را شهریار می نامند، فرزند هنرپیشه محبوب و خواننده ی قدیمی حمید قنبری است.  او در پنجم شهریور ماه 1331 در تهران در خانواده ای هنرمند و هنر دوست در خیابان فخر آباد،  سه راه ژاله به دنیا آمد. در نوجوانی در  اطلاعات کودگان آن زمان داستان های کوتاه می نوشت و گه گاه اشعار کوتاهی می سرود و برای نو جوانان نمایشنامه می ساخت. برای ادامه تحصیل در رشته ی ادبیات راهی کیمبریج انگلستان شد و از آنجایی که به سینما هم علاقه ای وافر داشت به خصوص در رشته ی کار گردانی سینما، در آن زمینه نیز به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به ایران در رشته ی مورد علاقه ی خود مشغول به فعالیت شد.
 او همچنین به حیطه ی ترانه سرایی پا نهاد و در مجله اطلاعات جوانان داستان هایی توام با طنز و نیز اشعار مختلفی به چاپ رساند. کم کم گرایش شهیار به ترانه سرایی بیشتر شد و اولین ترانه ی خود را با نام معروف ستاره آی ستاره برای گوگوش ساخت. ولی اولین ترانه اش که با صدای گوگوش از رادیو پخش شد ترانه ی زیبای دیگری به نام دیگه اشکم واسه من ناز می کنه بود.
شهیار همچنان به سرودن ترانه های مختلف ادامه داد. او با ترانه سرایان دیگر، از نظر سوژه ها، مضمون ها و واژه های تازه و نو آوری هایی که در کارش داشت متفاوت بود و در ترانه، دگرگونی جدیدی خلق نمود. وقتی ترانه ی بوی خوب گندم، قصه ی دو ماهی، جمعه ها و ترانه ی معروف حرف، را گفت شهرتی چشم گیر یافت.

ترانه ی بوی گندم اولین کار شهیار با زنده یاد واروژان بود. ترانه ای که شهیار به خاطر سرودنش راهی زندان شد. این واقعه شوم  که حاکی از فشار ها و خفقان تحمیلی  بر دگراندیشان در آن روزها می باشد، هرگز از اوراق تاریخ موسیقی و ترانه  ایران زمین پاک نخواهد شد. در ارتباط با برنامه های رادیو تلویزیونی، شهیار برنامه ای به نام آوای موسیقی برای رادیو می ساخت ودر تلویزیون نیز گوینده و ترانه نویس برنامه ی زنگوله ها بود.
هنگامی که شهیار در اوج شهرت بود، از سوی رئیس شورای موسیقی از او دعوت به عمل آمد تا در شورای شعر و ترانه عضویت پیدا کند. اعضای شورا در آن زمان اساتید و شعرای صاحب نامی چون عماد خراسانی، ابراهیم صهبا، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی و یکی دو نفر از شعرای برجسته ی دیگر بودند، و شهیار  برای مدت دو سال به عنوان جوان ترین ترانه سرای عضو این شورا فعالیت نمود. شهیار ترانه های زیادی سرود و سبک ترانه های او شیوه ای ویژه داشت و تشبیهاتی که در اشعار خود به کار می برد، مورد تایید اساتید فن قرار می گرفت. اردلان سرافراز، ترانه سرای شهیر، شهیار قنبری را سر آغاز ترانه ی نوین ایران نامیده است.
 شهیار اولین بار در کودکی، در فیلم چهره ی آشنا  که به کار گردانی حسن خردمند ساخته شد در نقش کودکی 4 ساله ظاهر شد. در سال 1354 ، در فیلم دیگری به نام  خانه خراب به كار گردانی نصرت كریمی  نقش جوان اول فیلم را بازی کرد و در سال 1355 فیلم شام آخر را که خود کارگردان و فیلمنامه نویس آن بود ساخت. موسیقی متن فیلم از زنده یاد واروژان بود و سرشناس ترین چهره های آن عبارت بودند از: زنده یاد پرویز فنی زاده، و عزیزانی چون محمدعلی کشاورز و نوری کسرایی و بالاخره آخرین فیلم شهیار هجرت نام داشت که قبل از عزیمتش به خارج از کشور ساخته شد.
آخریی کارهای شهیار قبل از هجرتش به آن سوی آبها، عبارت بودند از: یک مجموعه ی شعر خوانی به نام  یک دهان آواز سرخ و دو کتاب به نام های درخت بی زمین و دریا در من که دومی  با سانسور شدید در ایران مواجه شد. او همچنین مجموعه ای از شعر و ترانه با نام پیشمرگانه ها در ایران ضبط کرد که بعدها در پاریس منتشر شد.  آثار شهیار در غربت شامل شش آلبوم با صدای خود او است به نام های  صدای درخت بی زمین، در مهرآباد، سفرنامه، برهنگی، قدغن و   Rewind me in Paris, I love you شهیار در چند سال گذشته چند برنامه تلویزیونی اجرا کرده است و همین امر موجب شده که اکثر مردم به ویژه نسل های جدید با چهره ی این هنر مند ارزشمند نیز آشنا شوند. شهیار قنبری از دوستان دوره ی کودکی گوگوش است و پس از مراجع گوگوش به صحنه ی هنر این دوست دیرینه نیز به یاری او شتافت و در آلبوم های آخرین خبر و  منیفست او را یاری داد.  چهار ترانه از آلبوم آخرین خبر گوگوش را شهیار قنبری سروده است. این چهار ترانه عبارتند از: اتاق من، چله نشین، آخرین خبر، و دلکوک که یک از یک زیباترند. بلافاصله بعد از انتشار آلبوم آخرین خبر، آلبوم جدید مهرداد آسمانی به نام عکس فوری منتشر شد که تمام ترانه های آنرا نیز شهیار قنبری سروده بود.  تمام 8 ترانه ی آلبوم منیفست را نیز شهیار قنبری سروده است. این آلبوم قرار است در کنسرت گوگوش در فوروم لس آنجلس در روز شنبه هفدهم سپتامبر 2005 برای اولین بار به معرض فروش گذارده شود. شعر های سنگین و در عین حال زیبا و دلنشین شهیار را هر خواننده ای نمی تواند به راحتی لمس و پیام آن را به شنونده یا بیننده منتقل نماید. او در طنزی در این باره می گوید: تنها خاصیتی که شعر خوانی این افراد دارد این است که هیچ خاصیتی ندارد! او گوگوش را می ستاید که در شعر خوانی و ترانه خوانی بیشترین اثر را به شنونده و بیننده القاء می نماید.
گفته شده است که ترانه های آلبوم منیفست اوج زیبائی و کمال کارهای شهیار قنبری است و در واقع این شاعر فرهیخته و ارزشمند، در این آلبوم، زیبائی کلام را در بیان پیام خود، به نهایت رسانیده است.
ترانه های نوین شهیار قنبری مملو از شادی ها، غم ها، بغض های در گلوشکسته و  زمزمه های عاشقانه ی چهار نسل است. صدای جاویدان هنرمندانی چون داریوش، گوگوش و زنده یاد فرهاد پیام این ترانه ها را به لطافت قطره های شبنم و ترنم دانه های باران بر دلها نشانده است.

منبع : وبلاگ MOJTABA


 

دانلود فول آلبومهاي شهيار قنبري  دانلود آلبومهای شهیار قنبری کليک کنيد



طرفداران استاد شهیار قنبری

توضيحات:

 

گروهی برای آشنا شدن طرفدارن ترانه سرای نو ین ایران زمین جناب استاد شهیار قنبری و متون ترانه آن استاد به همراه دوستانش ( اساتیدی همچون اسفندیار منفردزاده ، فرید زولاند، گوگوش ، زنده یاد استاد فرهاد مهراد و فر یدون فروغی و  )

با سقوط دستای ما               در تنم چیزی فرو ریخت
هجرتت اوج صدامون              از فراز شاخه آویخت
ای زلالِ سبزِ جاری                جای خوبِ غسل تعمید
بی تو باید مرد و پژمرد            ز یر خاک باغچه پوسید

فصلی که من با تو ما شد       فصل سبز خواهش برگ
فصلی ما بی تو من شد          فصل خاکستریِ مرگ

تو بگو جز تو کدوم رود               ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باغ              سایه گاه خستگی بود
بی تو باید بی تو باید                تا نفس دارم ببارم
من برای گریه کردن                 شونه هاتو کم میآرم

چشم تو با هق هق من         با شکستن آشنا نیست
این شکستن بی صدا بود       هر صدایی که صدا نیست
ای رفیق ناخوشی ها            این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم           تا شب از من پس بگیره

با تو بدرود ای مسافر              هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که             خون به رگهای تنم داد
فصلی که من باتو ما شد          فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد      فصل خاکستری مرگ

شهیار قنبری ـ گوگوش

برنامه رادیویی قدغنها را می توانید  هر دوشنبه صبح ساعت ۹ به وقت تهران از رایو صدای ایران بشنوید.
یا به صورت آنلاین  از www.krsi.com  بشنوید.
صدای ایران
با تشکر صمیمانه از شقایق س ( راز ) __ دبی

طرفداران استاد شهيار قنبري در پردیس من


 

 

 

شهيار قنبري يکي از موزيسينهاي بسيار خوب ايراني و يکي از شاعر هاي ايرانيست که بهتره بگم ترانه سراست

تصميم گرفتم اشعاري که شهيار خونده رو اينجا واستون بنويسم تا اگه خوشتون اومد برويد و آهنگهاش رو پيدا کنيد و گوش کنيد و با صداي دلنشينش واسه خودتون خاطره بسازيد.

 .

 شاید بدونید شهیار قنبری در زمان شاه سابق همراه با داریوش اقبالی خواننده بی همتای ایرانی به خاطر ترانه بوی گندم هر دو سر از زندان در آوردند .

شهیار به خاطر سرودن ترانه بوی گندم و داریوش به خاطر خواندن این ترانه به ضد سلطنت ها نسبت داده شدند که هنوز هم من یکی نمیدونم کسی مثل داریوش و شهیار کدوم وری هستند ؟

شهیار بعد از دو الی سه ماه از زندان آزاد شد ولی داریوش ۸ ماه رو در زندان گذروند و  برای جلوگیری از خشم طرفداران داریوش اعتیاد داریوش رو بهانه کردند و در زندان از داریوش یه عکس با منقل و بافور گرفتند که آهای ملت این بابا معتاده ما برای ترک آوردیمش و از این حرفها اما پس از گذشت هشت ماه و خورده ای گوگوش ضمانت داریوش رو کرد و از زندان کشیدش بیرون و باز داریوش دست از سیاسی خوندن بر نداشت و تا الان که هنوزم سیاسی میخونه با این تفاوت که داریوش الان دیگه معتاد نیست و حتی سیگار هم نمیکشه و واسه ی همینه که در آلبوم معجزه ی خاموش صدای داریوش مثل اون قدیماش شده و حنجره اش داره یه نفس راحتی میکشه البته داریوش تا دو ماه پیش از آدامس نیکوتین استفاده میکرد و حالا رو نمیدونم .

شهیار قنبری یکی از ترانه سراهائیست که برای خوانندگان بزرگی ترانه سرائی کرده که از جمله میشه اسم گوگوش و داریوش رو اینجا ذکر کرد پس بدین ترتیب باید شهیار قنبری رو در مقام اول تا سوم بوکس آفیست ترانه سراهای ایرانی گذاشت

شهيار هم دست کمي از داريوش نداره در سياسي خوندنش مثل ترانه لالا لالا يا قدقن و کلي ترانه ديگه که اکثر ترانه هائي که خونده شعرهاي خودشه.

شهيار يه برنامه هم داره کدوم شبکه يادم نيست به نام دوستت دارمها که شعرهاي زيباش رو اونجا به مردم ارائه ميده و بايد بگم شهيار يکي از اون مخهاي ادبياتي ايرانه


 

.........شهيار قنبري.....مرا درياب........

 

تو اي ناياب اي ناب مرا درياب درياب ، منم بي نام بي بام مرا درياب تا خواب

مرا درياب مستانه مرا درياب تا خانه مراقب ، باش تا بوسه مرا درياب بر شانه

مرا درياب من خوبم هنوزم آب ميکوبم ، هنوزم شعرميريزم هنوزم باد ميروبم

مرا درياب در سرما مرا درياب تا فردا ، مرا درياب تا رفتن مرا درياب تا اينجا

مرا درياب تا باور مرا درياب تا آخر ، مرا درياب تا پارو مرا درياب تا بندر

تو اي ناياب اي ناب مرا درياب درياب ، منم بي نام بي بام مرا درياب تا خواب

مرا درياب  من خوبم هنوزم آب ميکوبم ، هنوزم شعرميريزم هنوزم باد ميروبم

مرا درياب در سرما مرا درياب تا فردا ، مرا درياب تا رفتن مرا درياب تا اينجا

مرا درياب تا باور مرا درياب تا آخر ، مرا درياب تا پارو مرا درياب تا بندر

تو اي ناياب اي ناب مرا درياب درياب ، منم بي نام بي بام مرا درياب تا خواب

 


............................................................................

 

شهيار قنبري..........برهنه شو ( صحنه)

در این شبه بی ماه گل ستاره سازه صحنه شد

رخت غزل کاش پاره کن در شعر من برهنه شو

تو بهترینه صحنه شو برهنه شو بيبه برهنه شو(۲)

بویه تو آرامش آن بوی تو عطر صد کتاب

بوسه ی جادوئیه تو کشف دوباره ی شراب

تو بهترینه صحنه شو برهنه شو بيبه برهنه شو(۲)

ناخن سرخ دست تو های یای یای باغچه ی تب کرده ی من

کفش تو ساز کریان های یای یای شال تو جای گم شدن

چشم تو جای امن شب های یای یای به وقته گرگم به هوا

سینه ی پر قصه ي تو هاي ياي ياي صدايه معدن طلا

تو بهترينه صحنه شو برهنه شو بيبه برهنه شو(۲)

حرف تو گيلاس درشت ، ناز تو ابريشم چين

اسمه تو ياد گل ياس  ، بغض تو لرزش زمين

تو بهترينه صحنه شو برهنه شو بيبه برهنه شو(۲)


شهيار قنبري ........ دوستت دارمها آه!! چه کوتاهند

دوستم داشته باش

دوستم داشته باش ، بادها دلتنگند ، دستها بيهوده ، چشمها بي رنگند

دوستم داشته باش ، شهرها ميلرزند ، برگها ميسوزند ، يادها ميگندند

بازشو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آشتي کن با رنگ ، عشق بازي با ساز

دوستم داشته باش ، سيبها خشکيده ، ياسها پوسيده ، شير هم ترسيده

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند ، دوستت دارم ها آه!! چه کوتاهند

دوستت خواهم داشت ،بيشتر از باران ، گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد ، نابتر روشنتر ، بارور خواهم شد

دوستم داشته باش ، برگ را باور کن ، آفتابي تر شو ، باغ را از بر کن

دوستم داشته باش ، عطرها در راهند ، دوستت دارمها آه چه کوتاهند

خواب ديدم در خواب آب آبي تر بود ، روز پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود

خواب ديدم در تو رود از تب ميسوخت ، نور گيسو ميبافت ، باغچه گل ميدوخت

دوستم داشته باش عطر ها در راهند ، دوستت دارمها آه!! چه کوتاهند


 

شهيار قنبري...........به کسي بر نخوره(شجره نامه)

 

به کسی بر نخوره بر نخوره  ، من يکي پنجره ام و ميبندم

اين همه پنجره ي باز بسه ، من به قاب آينه ميخندم

به کسي بر نخوره بر نخوره ، من يکي پيشه خودم ميمونم

در شب بي کسي و بي حرفي ، براي دل خودم ميخودنم

خواب بودم بيدار شدم ، آشتي کردم با خودم(۲)

به کسي چه اين صدا اين حنجره ماله منه

کي مثل من لحظه هاش و زير آواز ميزنه ؟

کي بجز من ميتونه خاطره هاش و بشماره

جز خود من کي به فکر موندن و سر رفتنه

به کسي بر نخوره بر نخوره اگه تنهائيه خوبي دارم

اگه از خلوت خود سر مستم ، اگه چون پروانه بي آزارم

خواب بودم بيدار شدم آشتي کردم با خودم(۲)

به کسي بر نخوره بر نخوره اگه دستم پره عطره ياسه

اگه در پيله ي خود خوشبختم کسي جز من، من و نميشناسه

به کسي بر نخوره بر نخوره اگه من اهل خراب آبادم

شجره نامه ي من ماله منه به کسي چه من يکي آزادم

خواب بودم بيدار شدم آشتي کردم با خودم(۴)


شهيار قنبري....... دستم و بگير( به تو که فکر ميکنم)

 

به تو که فکر ميکنم از هميشه بهترم

وسط قربت آب صدفي شناورم

به تو که فکرميکنم باغ خوش عسل منم

غنچه و پولک منم ، بهترين ململ منم

دستم و بگير..... دستم و بگير(۲)

تو رو که مينويسم دسته من خوشبو ميشه

دسته نرگس ميشه ، ناف صد آهو ميشه

به تو که فکر ميکنم ساز خوش صدا منم

رقص يک پر در هوا ، رقص واژه ها منم

دستم و بگير..... دستم و بگير(۲)

انگار هفده ساله ام ، صبح جمعه سينما

سينا راديو سيتي ، جايه رنگ پريده ها

فرصتي از جنس خواب ، سفر پياده رو

سايه هاي پشه بند ، بهترينه من و تو

دستم و بگير..... دستم و بگير(۲)

به تو که فکر ميکنم گر ميگيرم از خوشي

مثل يک رنگين کمون وسط جمعه کشي

دستم و بگير تا بالم در بياد

که تن من رقص جانانه ميخواد

رقص آزاديه رنگاي قشنگ

رقصي که پدر بزرگ ياد نداد

دستم و بگير..... دستم و بگير(۴)


شهيار قنبري....... عشق است

 

عشق است ، باز اين ترانه ها را عشق است

رخش سرخ باد ها را عشق است

عشق درگير غروب درد است

باز هم طلوع ما را عشق است

آي از خانه ي زخم و گريه

قربت بغض گشا را عشق است

آي از آب و هواي بي عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بي مرزترين دريا باش

آي اهل همه جا را عشق است

از غزل باختگان ميترسم

شعرهاي بي هوا را عشق است

اي قشنگه سازها آوازها

روزهاي بي عزا را عشق است


شهيار قنبري ......... بگذاريد برگردم

 

بر ميگردم صدايم را بردارم ، بر ميگردم دستهايم را بردارم

برميگردم..بر ميگردم.. بر ميگردم ... بگذاريد برگردم

بر ميگردم خواهرم را ببويم ، بر ميگردم حيوان را بشويم

برميگردم..بر ميگردم.. بر ميگردم ... بگذاريد برگردم

ته  چمدانم پر از شمع روشن ،رخت و برگ سوخته گذرنامه ي من

لبه آستينه من خيس از بغض رامسر ، تخت کفش من پر از گلهاي پرپر

برميگردم..بر ميگردم.. بر ميگردم ... بگذاريد برگردم

بر ميگردم ديروزم را بردارم ، بر ميگردم هنوزم را بردارم

هيچ سايه ام درخت بي زمينم ، بر ميگردم ميوه ام را ببينم

برميگردم..بر ميگردم.. بر ميگردم ... بگذاريد برگردم


 
 |    نوشته شده توسط هخورش
 

pctfx3.3

Music Band Float Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Web Designing

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی